
بیانات آیة الله بهجت(ره) در باب نماز از سخنان ایشان جمع آوری شده و در این جا ارائه می گردد . امید که مورد استفاده قرار گیرد.
- نماز، بالاترین وقت ملاقات و استحضار و حضور در محضر خدا است... نماز برای خضوع و خشوع جعل(قرار داده) شده است با همه مراتب خضوع و خشوع.(1)
- نماز، جامی است از اَلَذّ لذایذ [لذّت بخشترین لذتها] که چنین خمری خوشگوار در عالمِ وجود نیست!(2)
- نماز، اعظم مظاهر عبودیّت است که در آن، توجه به حقّ میشود.(3)
- تمام لذتها روحی است؛ و آنچه از لذات که در طیب [عطر] و یا از راه نساء به صورت حلال تکوینا ً مطلوب است، بیش از آن و به مراتب بالاتر، در نماز است.(4)
- قُرب، مراتبی دارد و بالاترین آنها لقاء است. و هر مرتبه از مراتب قُرب را مقرّبی است که بالاترین آنها نماز است.(5)
- نماز، عروج مؤمن است و عروج، مستلزم قرب و لقاء است... مؤمن بعد از لقای او، نه تنها به سراغ حبشیّه [زن زشت، کنایه از غیر خدا] نخواهد رفت، که خیال او را هم نخواهد کرد.(6)
- ما عظمتی نداریم، همین اندازه عظمت داریم که میایستیم؛ بعد همین را در رکوع، نصفه میکنیم؛ و بعد به سجده و خاک برمیگردیم.(7)
- شاید حکمت تکرار نماز - علاوه بر تثبیت - سیر باشد؛ به این نحو که هر نمازی از نماز قبلی بهتر، و نماز قبلی زمینهساز نماز بعدی باشد.(8)
- قیام بنده در نماز، اظهار عبودیّت و سکون است، و این که هیچ حرکتی از خود ندارد؛ و سجود غایت خضوع است.(9)
- سؤال: اجمالاً بفرمایید حضور قلب، چگونه حاصل میشود؟
جواب: بسمه تعالی، اگر مقصود، حضور قلب است، با نوافل و عبادات مستحبّه تحصیل میشود و از آن جمله، تبدیل فرادا به جماعت است. تحصیل حضور قلب به این میشود که در اوقات غفلت به خود فشار نیاورد؛ و در اوقات حضور، اختیاراً آن را از دست ندهد.(10)
- سؤال: برای حضور قلب در نماز و تمرکز فکر، دستورالعملی بفرمایید؟
جواب: بسمه تعالی، در آنی که متوجه شدید، اختیاراً منصرف نشوید!(11) - اصلاح نماز، مستلزم اصلاح ظاهر و باطن و دوری از منکرات ظاهریّه و باطنیّه است. و از راههای اصلاح نماز، توسل جدی در حال شروع به نماز به حضرت ولی عصر(عج) است.(12)
- گوی سبقت را نماز شبخوانها ربودند مخفیانه!(13)
- سؤال: برای توفیق نماز شب چه کنیم؟
جواب: با قرائت آیه آخر کهف و اهتمام به این امر اگر علاج نشد، تقدیم بر نصف میشود [قبل از نیمه شب به جا آورده میشود.](14)
- سؤال: در نماز شب و سحرخیزی، قدری کسل هستم، لطفاً راهنمایی فرمایید؟
جواب: بسمه تعالی، کسالت در نماز شب به این رفع میشود که بنا بگذارید هر شبی که موفق (به خواندن آن نشدید)، قضای آن را به جا آورید.(15)
- از آیِه شریفه «اِنَّ الصَّلاةَ تَنهَی عَن الفَحشآءِ وَالمُنکَرِ (عنکبوت/45) نماز، انسان را از کارهای زشت و ناپسند باز میدارد.» استفاده میشود که (لا صَلاةَ لِمَن لایَنتَناهی عَن الفَحشاءِ وَالمُنکَر؛ کسی که از کارهای زشت و ناپسند خودداری نمیکند، واقعاً نمازش نماز نیست!)(16)
- این احساس لذت در نماز، یک سری مقدمات خارج از نماز دارد، و یک سری مقدمات در خود نماز. آنچه پیش از نماز و در خارج از نماز باید مورد ملاحظه باشد و عمل شود این است که: انسان گناه نکند و قلب را سیاه و دل را تیره نکند. معصیت، روح را مکدّر میکند و نورانیّت دل را میبرد. و در هنگام خود نماز نیز انسان باید زنجیر و سیمی دور خود بکشد تا غیر خدا داخل نشود یعنی فکرش را از غیر خدا منصرف کند.(17)
- یکی از عوامل حضور قلب این است که: در تمام بیست و چهار ساعت، باید حواسّ (باصره، سامعه و ...) خود را کنترل کنیم؛ زیرا برای تحصیل حضور قلب، باید مقدماتی را فراهم کرد! باید در طول روز، گوش، چشم و هم چنین سایر اعضا و جوارح خود را کنترل کنیم!(18)
- اگر بدانیم اصلاح امور انسان به اصلاح عبادت، و در رأس آنها نماز است، که به واسطه خضوع و خشوع و آن هم به اِعراض از لَغو محقّق میشود، کار تمام است!(19)
- همین نماز را که ما با تهدید به چوب و تازیانه و عقوبت جهنمی شدن در صورت ترک آن، انجام میدهیم، آقایان [اولیاء] میفرمایند: از همه چیز، لذیذتر است!(20)
- همین امور ساده و آشکار مثل نماز، بعضی را بر سماوات میرساند، و برای عدهای هیچ خبری نیست! برای بعضی اعلی علّیّین است، و برای بعضی هیچ معلوم نیست که آیا این معجون، شور است و یا شیرین!(21)
- سؤال: میخواهم در نماز، تمام اذکار را درک کنم و بفهمم، و آن نور را درک کنم و ببینم تا با آن نور حرکت کنم.
جواب: بسمه تعالی، با شرایط حضور قلب، اعمالتان را انجام بدهید؛ در پاداش چه خواهند کرد، به ما مربوط نیست!(22)
- سجده، غایت خضوع است؛ یعنی ما هیچ و در پیش تو خاک هستیم.(23)
- سؤال: برای این که در انجام فرمان الهی مخصوصاً نماز، با خشوع باشیم، چه کنیم؟
جواب: در اول نماز، توسل حقیقی به امام زمان(عج) کردن که عمل را با تمامیّت مطلقه [به طور کامل] انجام بدهید.(24)
- سؤال: مستدعی است جمله کوتاه و رسایی درباره نماز، مرقوم فرمایید که نصبُ العین ما قرار گیرد.
جواب: بسمه تعالی، از بیانات عالیه در فضیلت نماز در مرتبه عُلیا، کلام معروف از معصوم (علیهمالسلام) است: (الصَّلاةُ مِعراجُ المُؤمِن؛ نماز، معراج مؤمن است.) برای کسانی که یقین به صدق این بیان نمایند و ادامه دهند طلب این مقام عالی را ...(25)
- اگر کسی با وجود این همه مشوِّقات از قرآن و اخبار برای سیر و کمال، از آنها بهرهمند نشود، در عقل او خلل است... نماز خواندن برای اهلش مانند حلوا خوردن است؛ لذا از نماز خواندن، خسته نمیشوند.(26)
- در کلمات امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام) نیز آمده است: (وَاعلَم اَنَّ کُلَّ شَیءٍ مِن عَمَلِکَ تَبَعٌ لِصَلاتِکَ؛ بدان که تمام اعمالت، تابع نماز میباشد.) مشاهده کردهایم که علمای بزرگ در حال نماز، عجیب و غریب بودند، به گونهای که گویا آن انسانِ خارج از نماز نیستند!(27)
- از حدیث «تَنَعَّمُوا بِعِبادَتی فی الدُّنیا فَاِنَّکُم تَتَنَعَّمُونَ بها فی الآخِرَة: در دنیا به عبادت من متنعّم شوید، زیرا در آخرت، به همان متنعّم خواهید بود.» بر میآید که عبادات، قابلیّت تنعّم را دارد؛ ولی ما عبادات را به گونهای به جا میآوریم که گویا شلاّق بالای سرِ ما است... گویا داروی تلخی را از روی ناچاری میخوریم.(28)
- سؤال: گاهی اوقات در عبادات، ریا میکنم و بعداً سخت رنج میبرم؛ علاج آن چیست؟
جواب: بسمه تعالی، علاج، این است که ریا بکند؛ ولی اگر در مقابل شاه و گدا است، ریا برای شاه بکند؛ «فَافهَم اِن کُنتَ مِن اَهلِه؛ این نکته را دریاب، اگر اهلش هستی!»(29) - معیار اصلی، نماز است. این نماز، بالاترین ذکر است، شیرینترین ذکر است، برترین چیز است... همه چیز تابع نماز است؛ باید سعی کنیم این نماز را حسابی درستش کنیم... وقتی نماز درست شد، با حال گشت، انسان آدم شده است. بالاخره محک، نماز است!(30)
- وقتی بنده از پیشگاه مقدس حضرت حق باز میگردد، اولین چیزی را که سوغات میآورد، سلام از ناحیه او است. در دعای مسجد کوفه آمده است: «اَللهُمَّ اَنتَ السَّلامُ، وَ مِنکَ السَّلامُ، وَ اِلیکَ یَرجِعُ، وَ یَعُودُ السُّلامُ، حَیِّنا رَبَّنا مِنکَ السَّلام؛ خداوندا، تو خود سلامی و سلام از ناحیه تو است و به سوی تو باز میگردد. پروردگارا، ما را به سلام از ناحیه خود تحیّت گوی!(31)
- چقدر تناسب دارد تکبیر برای ورود به نماز، و تسلیم برای خروج از آن! ... در تکبیر، اکبر مناسب است... یعنی تمام امور دنیا و همه بزرگها را کنار بگذارید، چون خداوند متعال اکبر است... نمازگزار، با تکبیر، در حرم الهی وارد میشود؛ ولی ما چه میدانیم که اینها یعنی چه! در روایت است که: «لَو عَلِمَ المُصَلِّی مایَغشاهُ مِن جَلالِِ الله، لَمَا انفَتَل عَن صَلاتِه؛ اگر نمازگزار میدانست که از جلال الهی چه چیزهایی او را فرا گرفته است، هرگز از نماز روی برنمیگرداند!»(32)
- ذکر خدا در حال نماز، بهترین ذکر است؛ چون نماز به منزله کعبه است؛ و نمازگزار در کعبه و حرم امن الهی داخل شده و بنا گذاشته است که از باب تکبیر، داخل و از باب تسلیم، خارج شود.(33)- در جایی دارد که: خدا منّت گذاشته که امر فرموده است مخلوق، با خالق خود خلوت کند و این منافاتی ندارد که در مرآی مردم باشد. کانّه وقتی بنده با خدا خلوت میکند، خالق هم با او خلوت کرده است!(34)
- بلی میشود انسان در نماز دست به دعا بردارد و بگویید: «اَللهُمََّ ارزُقنِی زَوجَةً صالِحَةً؛ خداوندا، زن شایستهای را روزی من کن!» یا بگوید: «اَللهُمََّ ارزُقنِی وَلَداً باراً؛ خداوندا، فرزند نیکوکاری را روزی من کن!»(35)
پینوشتها:
1- در محضر بهجت، ج1، ص222 . 2- در محضر بهجت، ج1، ص222 .
3- در محضر بهجت، ج2، ص 377. 4- در محضر بهجت،ج2، ص392.
5- نکتههای ناب، ص 78. 6- نکتههای ناب، ص82 .
7- نکتههای ناب، ص83 . 8- نکتههای ناب،ص81 .
9- نکتههای ناب، ص83 . 10- به سوی محبوب، ص62 .
11- به سوی محبوب، ص63 . 12- به سوی محبوب، ص64 .
13- به سوی محبوب، ص68 . 14- به سوی محبوب، ص77 .
15- به سوی محبوب، ص77 . 16- در محضر بهجت،ج2، ص83 .
17- برگی از دفتر آفتاب، ص133 . 18- برگی از دفتر آفتاب، ص133.
19- برگی از دفتر آفتاب، ص139. 20- در محضر بهجت، ج1، ص122 .
21- در محضر بهجت، ج1، ص283 . 22- به سوی محبوب، ص62 .
23- فیضی از ورای سکوت، ص77 . 24- به سوی محبوب، ص63 .
25- به سوی محبوب، ص64 . 26- نکتههای ناب، ص82 .
27- در محضر بهجت، ج1، ص92 . 28- در محضر بهجت، ج1، ص350.
29- به سوی محبوب، ص70 . 30- در خلوت عارفان، ص103 .
31- نکتههای ناب، ص83 . 32- نکتههای ناب، ص84 .
33- نکتههای ناب، ص84 . 34- نکتههای ناب، ص88 .
35- فریادگر توحید، ص 213 .
استاد مطهري در کتاب" آزادي معنوي" مينويسد
يکي از گناهان، استخفاف نماز يعني سبک شمردن نماز است. نماز نخواندن يک گناه بزرگ است، و نماز خواندن اما نماز را خفيف شمردن، استخفاف کردن، بي اهميت تلقي کردن گناه ديگري است. پس از وفات امام صادق عليه السلام ابوبصير آمد به امّ حميده تسليتي عرض کند. امّ حميده گريست. ابوبصير هم که کور بود گريست. بعد امّ حميده به ابوبصير گفت: ابوبصير! نبودي و لحظه ي آخر امام را نديدي؛ جريان عجيبي رخ داد. امام در يک حالي فرو رفت که تقريباً حال غشوه اي بود. بعد چشمهايش را باز کرد و فرمود: تمام خويشان نزديک مرا بگوييد بيايند بالاي سر من حاضر شوند. ما امر امام را اطاعت و همه را دعوت کرديم. وقتي همه جمع شدند، امام در همان حالات که لحظات آخر عمرش را طي ميکرد يکمرتبه چشمش را باز کرد، رو کرد به جمعيت و همين يک جمله را گفت:اِنَّ شَفاعَتَنا لا تَنالُ مُستَخِفّاً بِالصَّلوةِ هرگز شفاعت ما به مردمي که نماز را سبک بشمارند نخواهد رسيد. اين را گفت و جان به جان آفرين تسليم کرد."
در باب آثار و عقوبات سبک شمردن نماز، روايتي از حضرت ختمي مرتبت به نقل از دختر مکرمهشان نقل شده است که بسيار تکانهنده است:
"حضرت زهرا سلام الله عليها از رسول اکرم صلي الله عليه و آله و سلم، سوال کرد: « فقالت: يا ابتاه ما لمن تَهاون بصلاته من الرجال و النساء ». از رسول اکرم صلي الله عليه و آله و سلـم پرسيدند: کسي که نمـازش را سبک مي شمارد چه زن باشد و چه مرد باشد، آنهايي که نمــازشان را سبک مي شمارند چه هست بر ايشـان.
اين سبـک شمردن صحبتهاي مختلف دارد يعني: يکي اين است که در اول وقت نماز نخواند، يکي اين است که در موقع خـــواندن نمـاز زياد به آداب و حـدودش مقيـد نباشد، سعي نکند که آن شرايـط فضيلت را مراعات کند، بطور کلـي سبک بشمارد. يکي از صور سبک شمردن تاخير از اول وقـت است ولي ممکن است يکي در اول وقت هم بخواند ولي به شرايط آداب و حدودش چندان پا بنـد نشود، با عجله بخواند، حضـور نداشته باشد. البتــه بعدها در دنباله اين صحبت در ادب حضـوع و خشــوع، آداب را ذکـرمي کنيم. در اينجا حضرت زهرا سلام الله عليهــا سوال ميکند که کســي که نمــازش را سبک بشمارد چه ميشود؟
« قال رسول الله ( ص ) : يا فاطمه مَن تَهاون بصلاته من الرجال و النساء »، فرمود: يا فاطمه کسي که نمازش را سبک بشمارد از مـردها و زنـها، « ابتلاه اللهُ بخمس عشرة خصلة »، خدا او را به 15 خصلت مبتلا ميکند ( خيلي تهديد کننده است ) ، « ستٌ منها في دار الدنيا و ثلاث عند موتها و ثلاث في قبره و ثلاث في القيامة اذا خرج من قبره »، شش تا در زندگـي دنيــــا و سه تا در وقت مرگ و سه تا در قبـر و بــرزخ و سه تاي ديگر در قيــامت است وقتـــي از قبرش خارج ميشود.
« فاما اللواتي تصيبه في دار الدنيا »، اما شش خصلتي که خدا پيش ميآورد در دنيا براي کساني که نمــاز را کوچک مي شمارند:
1- « فالاولي يرفع الله البرکة من عمره »: اول اين است که خدا برکـــت را از عمــر او بــــرمـي دارد؛ اين عمــر که من و شما ميکنيم، برکت از آن برداشته ميشود که انسـان نداند که چه کرد، از کارهاي خيــر، نه از شرّ؛ مثلا کساني ميبينيد عمرشان با برکت است، خوب عبــادت ميکنند، خدمات زيــاد ميکنند مثلا فرض کنيد صاحب همين کتاب، مجلسـي، اهل تزکيه بوده، اهـل باطن بوده، فليسوف بوده، عارف بوده، خدمــاتي که کرده، مرجعيت که داشته، چقــدر کتاب نوشته، کتابهايش اگــر بنا باشد که به ما بدهند از روي آن بنويسيم تا آخر عمــر تمام نميکنيم؛ عمر با بــرکت بوده؛ مقصود طولانــي بودن عمر نيست، برکت در عمر، اشتباه نکنيد.
کساني که در نمـاز سستي ميکنند از عمرشان برکت گــرفته ميشود؛ چيز عجيبي است بعدش هم روي اين مسـاله دقت کنيد اين عمـرها که ميگذرد، عمـر ماها و عمر بعضيها چگونه است در مقايســه با آنها از لحــاظ برکت؛ يرفع الله البرکة في عمره.

2- « يرفع الله البرکة من رزقه »: برکت را از روزيشــان هم بــر ميدارد.
برکت از روزي هم اين نيست که انســـان کم پول بدست ميآورد يا زياد؛ نه؛ برکت در زندگي و معيشت است که آن را خــدا بر ميدارد.
3- « و يَمحوا الله عزوجلّ سيماء الصالحين من وجهه »: سومين چيزي که مبتلا ميشود اين است که خداي متعال سيمــاي صالحان را ازاو بر ميگيرد؛ وقتي به صــورتش نگاه ميکنيد سيماي صالحــان در او نيست. اين هم چيزي است؛ صــالحان يک سيمايي دارند البته اهـــــل ذوق ميفهمند، اين را با ذوق و دل ميشود فهميد، نه زيبــايي ظاهري است، سيماي صالحان يک چيزي است که اهل دل و اهل ذوق ميفهمند.
4- « و کل عمل يعمله لا يؤجر عليه »: هر عملـي که انجام ميدهد از اعمال خيـر و عبادات، اجــري به آن داده نميشود.
5- « و لا يرفع دعاؤه الي السماء »: پنجمي اش اين است که دعــاي او مستجاب نميشود.
6- « والسادسة ليس له حظّ في دعاء الصالحين »: از دعاي صالحان هم بي بهره ميشود، يعني صالحان که براي مومنيــن و مومنــات دعاهايي ميکنند که وظيفه اشان است، اينها از دعاي صالحان حظّـــي برايشـان نيست.
اين شش خصلتي که در دنيا پيش ميآيد براي آنها که نمازشــان را کوچک مي شمارند.
« و اما اللواتي تصيبه عند موته »
تکرار ميکنم کوچک شمردن نماز، تاخير از اول وقت، با عجله خواندن، آداب حضور را مراعات نکردن، درنماز ظاهرا و باطنا بازي نکردن، لباس و نظافت و اينها را مراعات نکردن خلاصه سبک شمردن.
و اما آن سه تا که در وقت مرگش به او ميرسد:
1-« فاولاهن انه يموت ذليلا »، اولش اين است که مرگش به صورت خفتبــار ميشود.
2- « والثانية يموت جائعا »، گـرسنه ميشود موقــع مرگ، اين گرسنگي يک گرسنگي بسيــــار اسرار آميز است که غيــرظاهري و دنيوي است و انسانها از آن وقتي که از اينجا به بــرزخ منتقل ميشوند و از اول انتقــال به برزخ اين گرسنگي و تشنگي شــروع ميشود و بعدش هم در قيــامت مخصوصا هست، اين يک چيزي غيــر از گرسنگي دنياست.
« و اما اللواتي تصيبه في قبره »،
اما سه تــاي ديگر که در قبر و بــرزخ به او ميرسد اين است که:
1-« فاولاهن يوکل الله به مَلکا يزعجه في قبره »، حالا ما فکر ميکنيم اين سستيها که در استخفاف به نمــاز داشته ايم زياد مهــم نبوده، آخرش اين است که خـدا ميبخشد؛ زياد مهـم نبوده؛ خيلي چيز مهمي بوده، حالا اين قسمتي از بيانات است که در اينجا وارد شده دقت کنيد. اولش اين است که خــدا مَلَکي را موکل ميکند که در قبرش به او عذاب ميکند در بـــرزخ.
2- « و الثانية يضيق عليه قبره » ، و دومين چيز که خدا براي او پيش ميآورد اين است که عــالم قبرش براي او تنگ ميشود؛ اين را ديگر نميفهميم که چگونه تنــگ ميشود.
3- « الثالثة تکون الظلمة في قبره »، و سومي اش اين است که عالــم قبرش براي او ظلمــاني ميشود.
« و اما اللواتي تصيبه يوم القيامة »،
اما آن سه تاي ديگـــر که در روز قيــامت برايش پيش ميآيد
وقتي که از قبرش خــارج ميشود و به قيامت و محشــر قـدم ميگذارد؛ « اذا خرج من قبره فاولاهن ان يُوکل الله به ملکا يَسحَبه علي وجهه و الخلائق ينظرون اليه »، اولش اين است که خدا ملکي را موکل ميکند که او را بـه "رو ميبرند" توجــه ميکنيد نماز خوان است مردم هم نگاه ميکنند؛ غيـــر عـادي ميبرند.
« و الثانية يُحاسب حسابا شديدا »، دومي اش هم اين است که در مقـــــــام حساب، حساب شديدي از او ميکشند.
« و الثالثة لاينظرالله اليه و لا يُزکيه و له عذاب اليم »، و از همه اينها بــالاتر، خدا به او نظـر نميکند و او را تزکيــه نميکند و عذاب اليـم هم برايش هست. اينها براي کســي است که تهاون بصلاته."
(برگرفته از وب سایت تبیان)
(سید محمود محمودی) رسول گرامی اسلام-صلّی اللّه علیه و آله-فرمود:برای هر چیزی صورتی است(که حقیقت آن را نشان میدهد)و صورت دین شما نماز است،پس هیچ یک از شما صورت دینش را زشت نگرداند.
(وسایل الشیعه،ج 3،ص 61) پیامبر اکرم-صلّی اللّه علیه و آله-فرمود:به خاطر انجام دادن هفتکار،جبرئیل آرزو داشت کاش از فرزندان آدم- علیه السّلام-بود؛یکی از آن کارها خواندن نماز با جماعت است.
(المواعظ العددیه،ص 591) نماز وسیلهء نزول رحمت و آمرزش الهی است.حضرت علی-علیه السّلام-(میزان الحکمه،ج 5،ص 763) مثل نماز،مثل ستون خیمه است،اگر ستون خیمه برپا باشد طنابها و میخها و پوشش خیمه نیز سودمند است و آن گاه که ستون خیمه بشکند،میخ و طناب و پوشش خیمه سودی نخواهد داشت.رسول اکرم-صلّی اللّه علیه و آله.
(من لا یحضره الفقیه،ج 1،ص 112)
امام سجاد-علیه السّلام-در دعای سحر ماه مبارک رمضان (ابو حمزهء ثمالی)در ضمن مناجات خود،فلسفهء سنگینی نماز را تحلیل میکند و میگوید:«پروردگارا!چرا من هنگام نماز نشاط ندارم؟شاید مرا از درگاه خود راندهای؟شاید مرا صادق نمیدانی؟شاید رفیق بد در من اثر گذاشته است و...»به هر حال سنگینی نماز،علامت خطر است.قرآن کریم میفرماید: نماز بار گران و سنگینی است،مگر برای خاشعان. (یکصد و چهارده نکته دربارهء نماز،ص 94) هریک از شما تا آنگاه که در مکان نماز خود بمانید، فرشتگان الهی برایتان صلوات میفرستند و میگویند: پروردگارا!او را بیامرز،خداوندا!او را رحمت کن. (مناهج الشاعرین،ص 671) نماز قلعهء خدای مهربان و وسیلهء دور کردن شیطان است. حضرت علی-علیه السّلام-.(غرر الحکم،ج 2،ص 661) انس بن مالک میگوید:معمولا پیامبر اکرم-صلّی اللّه علیه و آله-(در مسافرت هر کجا که وقت نماز میرسید، همانجا(توقف میکرد و)نماز میگذارد. (دلائل النبوه،ج 2،ص 881) ارز تیمّم این است که:«هرگاه آب نیافتی،پس خاک را که به ظاهر پستترین پدیدههای جهان است به دست و صورت خود بمال،تا تمامی کبر و غرور و شهوات و هواهای فردی و شیطانی از تو دور گردد،و شاید خدای رحیم بر این همه ذلت و خاکساری تو رحمش آید و دستت گرفته،به راهت آورد.(فرهنگ نماز،ص 25) در وصیتهای نبی اکرم-صلّی اللّه علیه و آله-به امیر مومنان،علی-علیه السّلام-آمده است که:سه چیز وسیلهء رسیدن به درجات(بلند)است: الف)وضوی کامل در شدت سرما. ب)انتظار نماز پس از نماز دیگر. ج)رفتن به سوی نماز جماعت هنگام روز و شب. رسول خدا-صلّی اللّه علیه و آله-از جبرئیل پرسید: کدام یک از مکانها نزد خداوند محبوبتر است؟پاسخ داد: مسجدها؛و محبوبترین افراد اهل مسجد کسانیاند که پیش از دیگران به مسجد میروند و پس از آنان خارج میشوند. (وسایل الشیعه،ج 3،ص 455) امام هشتم حضرت علی بن موسی الرضا-علیه السّلام -فرمود:نماز جماعت قرار داده شد تا اینکه اخلاص و توحید و اسلام و عبادت خداوند،نباشد مگر به صورت ظاهر و مکشوف و مشهور؛زیرا در اظهار نماز جماعت حجت و دلیلی است برای خداوند بر اهل شرق و غرب عالم. (وسایل الشیعه،ج 5،ص 273) «ابان بن تغلب»میگوید:به امام صادق-علیه السّلام- عرض کردم:امام سجاد-علیه السّلام-را دیدم که چون به نماز میایستاد رنگ مبارکش تغییر میکرد.حضرت فرمود: به خدا سوگند!امام سجاد-علیه السّلام-کسی را که در پیشگاهش به نماز میایستاد،میشناخت. (سفینة البحار،ج 2،ص 54) رسول خدا-صلّی اللّه علیه و آله-فرمود:در آخر الزّمان مردمانی از امت من میآیند که به مسجدها میروند و دسته دسته گرد هم مینشینند و سخن آنان دربارهء دنیا و دوستی آن است،شما با چنین افرادی ننشینید که(دین)خدا به آنان احتیاجی ندارد. (اسرار الصلّوة و مهماتها،ص 901) امام باقر-علیه السّلام-فرمود:ما به فرزندانمان دستور میدهیم که از سن پنج سالگی نماز بخوانند و شما فرزندان خود را از هفت سالگی به نماز خواندن تمرین دهید. (وسایل الشیعه،ج 3،ص 21)(سید محمود محمودی)
نویسنده : دیلمی، حسین
در این وبلاگ سعی خواهیم کرد موضوع نماز از جنبه های مختلف مورد بررسی قرار گیرد.
التماس دعا


